ابر هدایت
یارب از ابر هدایت برسان بارانی " پیشتر زانکه چو گردی زمیان برخیزم

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ
ابر هدایت

جستجو

دوستان من


به نام خدا

امیر مؤمنان: دنیا می فریبد، زیان می رساند و می گذرد. خدای متعال دنیا را نه پاداش دوستان خود پسندید و نه کیفر دشمنانش. اهل دنیا چون کاروانی باشند که هنوز بارانداز نکرده، کاروانسالارشان بانگ بر می دارد که بار بندند و بروند.
(نهج البلاغه؛ حکمت 415)
امید که فضل خداوند دستگیرمان باشد

دوشنبه پنجم مرداد 1394 سید عباس احمــدی زاده

 

به نام خدا

امیر مؤمنان: خداوند متعال، چهار چیز را در چهار چیز پنهان کرده است. 1) رضا، در طاعت 2) خشم، در معصیت،3) اجابت، در دعا؛ را در سه قسمت گذشته مرور نمودیم، و اینک 4) ولی خدا، در بندگان: امیر مؤمنان می فرماید:وَ أَخفَی وَلِیَّهُ فِی عِبادِهِ فَلَا تَستَصغِرنَّ عَبداً مِن عَبِیدِاللهِ فَرُبَّما یَکونُ وَلِیُّهَ وَ انتَ لاتَعلَمُ؛ و ولی خود را در میان بندگان خویش پنهان نموده است. پس هیچ یک از بندگان خدا را کوچک و خوار مپندار؛ شاید او ولیّ و دوست خالص خدا باشد و تو ندانی!. هیچ وقت شخصی را کوچک نشماریم و تحقیر نکنیم، چه بسا همین بنده ای که به نظر انسان نمی آید، پیش خدا خیلی آبرو داشته باشد، پس احتیاط در این است که حرمت تمام بندگان خدا را داشته باشیم، به هیچ کس کوچکتیرین بی ادبی نکنیم.مردم مدینه دچار قحطی شدند و باران نمی آمد. هرچه نماز و دعا خواندند باران نیامد. شخصی در بیرون مدینه غلامی را که قیافه ای ژولیده داشته است و کسی به او اهمیّت نمی داد را می بیند که دو رکعت نماز می خواند و سپس دعا می نماید، که یکدفعه فضا عوض می شود و ابری می آید و باران می بارد. آن شخص می گوید حس کردم دعای آن غلام مستجاب شد. همراه این غلام می رود و می بیند که به منزل امام سجاد رفت. فردای آن روز به منزل امام سجّاد(ص) رفتم و به حضرت عرض نمودم: آقا اگر من حاجتی داشته باشم، ممکن است حاجت مرا برآورده نکنید؟ فرمودند: نه، من خواسته ی شما را اجابت می کنم. عرض نمودم: یکی از غلام های شما را می خواهم بخرم. حضرت فرمودند: مانعی ندارد، همه ی غلام ها را آوردند(البته حضرت خبر داشتند و اینها از باب تجاهل عارف می باشد) غلام مورد نظر، غلامی بود که تیمار داری و تر و خشک حیوانات را به عهده داشت، که جایگاه بسیار پایینی محسوب می شد. عرض نمودم آقا، من می خواهم این غلام را بخرم. فرمود: مانعی ندارد. غلام رو به من کرد و گفت: چرا می خواهی مرا از مولای خود جدا کنی؟ گفتم: فکر کردی من تو را نشناختم. من دیروز که خارج از شهر دعا نمودی و باران آمد راز تو را دانستم. گفت: عجب پس سر من کشف شد؟! گفتم، بله ولی من نمی خواهم تو را به عنوان غلام ببرم، بلکه می خواهم شما ولیّ و آقای من باشید و من خدمت گزار شما باشم. اما غلام بسیار از افشا شدن سرّش متأثر شد، به همین دلیل صرف نظر کردم و بیرون آمدم. هنوز به منزل نرسیده، امام سجّاد دنبال من فرستادند. برگشتم، حضرت فرمودند: بیا این رفیق خود را تشییع جنازه کن. وقتی راز او روشن شد که او ولیّ خدا و مستجاب الدعوة است، از خدا خواست که مرا به ملاقات خود ببر و از دنیا رفت.(مستدرک الوسائل، ج 14. ص 74). چه بسا بنده هایی باشند که پیش خدا خیلی آبرو دارند ولی در جامعه وجهه نداشته باشند؛ پس باید خیلی مواظب باشیم و هیچ بنده ای را تحقیر نکنیم.

امید که فضل خداوند دستگیرمان باشد


سه شنبه شانزدهم تیر 1394 سید عباس احمــدی زاده

 

به نام خدا

امیر مؤمنان می فرماید: خداوند متعال چهار چیز را در چهار چیز پهنان کرده است.1) رضا در طاعت 2) خشم در معصیت. در قسمت گذشته رضا در طاعت را مرور نمودیم و اینک 2) خشم در معصیت: امیر مؤمنان می فرماید: وَ أَخفَی سَخَطَهُ فِی مَعصِیَتِهِ فَلا تَستَصغِرَنَّ شَیئاض مِن معصِیَتِهِ فَرُبَّما وافَقَ سَخَطُهُ مَصِیَتَهُ وَ أنتَ لا تَعلَمُ؛ و خشم خود را در نافرمانی خود پنهان کرده است؛ پس چیزی از نافرمانی او را کوچک مشمار، چه بسا گناهی سبب خشم او شود و تو ندانی!. همهانطور که طاعات را نباید دست کم بگیریم، نافرمانی او را هم نباید دست کم بگیریم. خدای متعال غضب خود را در نافرمانی خود پنهان نموده است. ما نمی دانیم کدام گناه است که خشم الهی را به جوش می آورد و ما را از نظر خداوند می اندازد.گاهی دلی شکسته می شود، آهی کشیده می شود که قابل جبران نیست، پس اگر برای کسی گناهی پیش بیاید، باید همانموقع به عاقبت آن بیاندیشد و به خدا پناه ببرد و به هر راهی بزند که و.ارد گناه نشود. یکی از راههای پیشگیری از گناه یاد خداوند متعال است، تا به مدد او بتوان فکر و نیت گناه را در نطفه خفه نمود. امام صادق(ع): و کسی که تصمیم بر گناهی گرفت، مبادا آن را انجام دهد که چه بسا بنده ای گناهی انجام دهد و خداوند متعال او را ببیند و بگوید به عزّت و جلالم سوگند دیگر تو را نمی آمرزم!.(وسائل الشّیعه؛ ج1 ص 113). همانطور که ممکن است عمل خیر کوچکی رضای خدا را جلب کند و رحمت و محبت خداوند را به جوش بیاورد، از این طرف هم باید مواظب بود؛ اگر بنده ای در معرض گناه قرار گیرد باید از خداوند مهربان مدد گیرد تا آن گناه به مرحله ی عمل نرسد، چرا که گاهی بنده ای مرتکب گناهی می شود و از نظر خداوند متعال می افتد. و چیزی در این دنیا بدتر از این نیست که کسی کاری انجام دهد که از نظر خدا بیافتد و یقینا در چنین حالتی توفیق توبه هم پیدا نمی کند، مگر اینکه باز خودِ خداوند مهربان به او لطف و عنایتی کند. و البته لازم به ذکر است که این ها همه از شدّت دلسوزی و لطف خدای متعال است، یعنی شدّت محبّت و لطف خداوند، این هشدارها را به ما می دهد که ما یک وقت خود را در معرض گناه قرار ندهیم.

امید که فضل خداوند دستگیرمان باشد


یکشنبه چهاردهم تیر 1394 سید عباس احمــدی زاده

به نام خدا

امیر مؤمنان فرموده است خداوند متعال چهر چیز را در چهار چیز پنهان کرده است.1) رضا در طاعت: امیر مؤمنان : (خداوند) خشنودی خویش را در اطاعتش پنهان کرده استو پس چیزی از اطاعت او را کوچک مشمار؛ چه بسا با رضایت او همراه شود و تو ندانی!. کدام عمل است که خداوند را راضی می کند؟ نمی دانیم، احتیاط این است که همیشه در اطاعت و فرمان خدا باشیم. چیزی بالاتر از رضای خدای متعال نیست و چیزی هم بدتر از غضب خداوند نیست.انسان بار شهادتین مسلمان می شود. اگر این اسلام و اقرار به قلب سرایت کند، ایمان است. اگر به اعضاء و جوارح ما سرایت کند تقواست. و بالاتر از تقوی نیز این است که انسان قلب و روح و جان خوئد را به خدای متعال بدهد و به مقام رضا برسد؛ رضا بالاترین مراحل می باشد. امیر مؤمنان می فرماید: خداوند رضای خود را در اعمال خیرمخفی کرده است. امام صادق می فرمایند:کسی که تصمیم به عمل خیری گرفت، باید تعجیل نماید و آن را به تأخیر نیاندازد، که بنده چه بسا عملی را انجام می دهد و خداوند متعال به او می گوید: من تو را بخشیدم و دیگر در نامه ی عملت چیزی را که به ضرر تو باشد، ثبت نخواهم کرد.(وسائل الشیعه ج1 ص 113) بنابراین هیچ فرصتی را نباید از دست دهیم، همه ی اعمال خیر را انشاءالله به مدد خداوند متعال مغتنم بشماریم.گاهی انسان نیمه شبی بلند می شود و از خوف خداوند اشکی می ریزد، اعضاء و جوارح ما شهادت می دهند. مژه های چشم عرض می کنند: بار پروردگارا! این بنده ی تو نیمه شبی بلند شد و از خوف تو گریست. خدای مهربان می فرماید: به خاطر این که در دنیا گریه کرده است ، او را از جهنم برگردانید.یک قطره اشک گاهی دریایی از آتش را خاموش می کند. گاهی در مسیری یک سنگی که جلوی راه مردم است را برمی داریم که ممکن است پای کسی به آن گیر کند. همین عمل خیرخواهانه ممکن است در زندگی ابدی انسان تعیین کننده باشد. انشاءالله خداوند بصیرت و توانی عنایت فرماید تا همواره در راه رضای او و از سر اخلاص به انجام اعمال خیر مبادرت نماییم.

امید که فضل خداوند دستگیرمان باشد


شنبه سیزدهم تیر 1394 سید عباس احمــدی زاده

به نام خدا

علی ای همای رحمت، تو چه آیتی خدا را

                                     که به ماسوا فکندی، همه سایه ی هما را

دل اگر خدا شناسی، همه در رخ علی بین

                                    به علی شناختم من، به خـدا قسم خـدا را

به خدا که در دو عالم، اثر از فنا نماند

                                   چو عـلی گرفته باشد، سرِ چشمه ی بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ

                                   به شرار قهـــر سوزد همـــه جان ماســوا را

برو ای گدای مسکین، درِ خانه ی علی زن

                                   که نگین پادشـاهی، دهــد از کرم گــــدا ارا

به جز از علی که گوید، به پسر که قاتل من

                                  چـو اسیـر توست اکنون، به اسیر کن مدارا

به جز از  علی که آرد، پسری ابوالعجایب

                                  که علم کنــد به عــالم، شهــــدای کربلا را

چو به دوست عهد بندد، ز میان پاکبازان

                                 چو علی کِه می تواند، که به سر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند، نه بشر توانمش گفت

                                 متحـــیّرم چه نامم، شــه ملک لافتــــی را  

به دو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت

                                 که ز کـــوی او غبــاری، به من آر توتیا را

به امید آنکه شاید برسد به خاک پایت

                                چه پیام ها سپـردم همــه سوز دل صبارا

چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان

                                 که ز جان مـــا بگــردان ره آفت قضــا را

چه زنم چو نای هردم، زنوای شوق او دم

                                که لسان غیب خوشتر بنـــوازد این نوا را

«همه شب بر این امیدم، که نسیم صبحگاهی

                                به پیام آشنـــــــایی، بنوازد آشنــــــا را »

ز نوای مرغ یاحق بشنو که در دل شب

                                غم دل به دوست گفتن، چه خوش ست شهریارا

 

میــــــلاد مولود کعبه به همه ی محبّان آن حضرت مبــارکبـاد


جمعه یازدهم اردیبهشت 1394 سید عباس احمــدی زاده

بِسمِ اللهِ الرَّحمن الرَّحیم

امیر مؤمنان(ع) به یکی از یاران خود که در بستر بیماری بود فرمود: خداوند بیماری تو را مایه ریزش گناهانت قرار داد زیرا بیماری [پاداش و] اجری ندارد، امّا گناهان را می ریزد، آنگونه که برگهای درختان می ریزند. پاداش تنها در سخن گفتن با زبان و عمل کردن با دست و پاست. خدای سبحان هرکه را از بندگانش که بخواهد در اثر درستی نیّت و باطن نیکویش وارد بهشت می کند.

(نهج البلاغه: حکمت 42، ترجمه ی علی شیروانی)

امید که فضل خداوند دستگیرمان باشد


جمعه بیست و ششم دی 1393 سید عباس احمــدی زاده

بِسمِ اللهِ الرَّحمن الرَّحیم

امیر مؤمنان(ع) فرمود: از انسان بخیل در شگفتم که به سوی همان فقری می شتابد که از آن می گریخت، و همان توانگری را از دست می دهد، که در طلب آن بود. در دنیا مانند تنگ دستان زندگی را می گذراند، و در آخرت مانند توانگران از او حساب می کشند. از متکبری در شگفتم که دیروز نطفه ای بود و فردا مرداری خواهد شد. در شگفتم از کسی که در وجود خدا شک می کند. در حالیکه آفریده خدا را می بیند. در شگفتم از کسی که مرگ را از یاد برده، در حالیکه کسانی را که می میرند می بیند. در شگفتم از کسی که آخرت را انکار می کند در حالی که دنیا را می بیند. در شگفتم از کسی که سرای ناپایدار را آباد می سازد و سرای پایدار را وامی گذارد.

(نهج البلاغه؛ حکمت 126، ترجمه ی علی شیروانی)

امید که فضل خداوند دستگیرمان باشد


یکشنبه بیست و یکم دی 1393 سید عباس احمــدی زاده

بِسمِ اللهِ الرَّحمن الرَّحیم

امیر مؤمنان علیه السّلام(به کمیل بن زیاد نخعی) فرمود: ای کمیل، خاندان خود را دستور ده تا روز را در پی تحصیل مکارم بگذرانند و شب را به دنبال روا کردنِ نیاز خفتگان باشند. سوگند به خدایی که همه صداها را می شنود، هیچ کس دلی را شاد نساخت جز آنکه خداوند برای آن شادمانی لطفی فراهم ساخت. پس هرگاه مصیبتی بر او وارد آید آن لطف چون آبی که سرازیر گردد، به سوی او روانه شود تا آن مصیبت را از او دور کند، آن طور که شتر بیگانه را [ازچراگاه] دور سازند.

(نهج البلاغه: حکمت 257، ترجمه ی علی شیروانی)

امید که فضل خداوند دستگیرمان باشد


دوشنبه پانزدهم دی 1393 سید عباس احمــدی زاده

امیر مؤمنان علیه السّلامدر گذشته برادری در راه خدا داشتم، که کوچکی دنیا در چشم او، وی را در دیده ام بزرگ ساخته بود.شکمش بر او حاکم نبود،از این رو آنچه را نمی یافت نمی خواست، و هرگاه می یافت زیاده روی نمی کرد،بیشتر وقتها خاموش بود، و اگر می گفت بر دیگران چیره بود.عطش پرسش کننده را فرو می نشاند. افتاده بود و او را ناتوان می انگاشتند.اما هنگام کار و جهاد چونان شیر خشمگین و مار زهرآلود بود.تا به نزد قاضی نمی رفت حجت نمی آورد. هیچ کس را به کاری که در آن عذر می یافت نکوهش نمی کرد تا عذرش را بشنود.از درد شکوه نمی کرد مگر پس از بهبودی از آن. سخنی می گفت که خود بدان عمل می کرد و آن چه را عمل نمی کرد نمی گفت.شاید در سخن کسی بر او چیره می گشت اما در سکوت مغلوب کسی نمی شد.بر شنیدن حریص تر از گفتن بود.هرگاه دو راه در پیش داشت، می نگریست که کدام به هوای نفس نزدیکتر است، با آن مخالفت می کرد.پس به این خُلق و خوها روی آورید و با آن ملازم باشید و به آن رغبت کنید، و اگر نتوانستید،بدانید که بدست آوردن اندک بهتر است از واگذاردن همه.

                                                                   امید که فضل خداوند توشه ی راهمان باشد 


سه شنبه دوم دی 1393 سید عباس احمــدی زاده