ابر هدایت
یارب از ابر هدایت برسان بارانی " پیشتر زانکه چو گردی زمیان برخیزم

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ
ابر هدایت

جستجو

دوستان من


بِسمِ اللهِ الرَّحمن الرَّحیم

قائم (9)

1- صفوان بن مهران از امام صادق(ع) روایت کتد که فرمود: کسی که به همه امامان اقرار کند امّا مهدیّ را انکار نماید، مانند کسی است که به همه پیامبران اقرار کند امّا نبوت محمّد(ص) را انکار نماید. گفتند: یا ابن رسول الله مهدیّ ازفرزندان شما کیست؟ فرمود: پنجمین از فرزندان هفتمین؛ شخص او از شما نهان می شود و بردن نام وی بر شما روا نیست.

2- مفضّل بن عمر گوید: امام صادق(ع) فرمود: خدای تعالی چهارده هزار سال پیش از آنکه خلقش را بیافریند. چهارده نور آفرید که ارواح ما بود. گفته شد یا ابن رسول الله آن چهارده تن چه کسانی هستند؟ فرمود: محمّد، علیّ، فاطمه، حسن و حسین و ائمه از فرزندان حسین و آخرین آنها قائمی است که ...



ادامه مطلب
دوشنبه بیست و نهم دی 1393 سید عباس احمــدی زاده

بِسمِ اللهِ الرَّحمن الرَّحیم

امیر مؤمنان(ع) به یکی از یاران خود که در بستر بیماری بود فرمود: خداوند بیماری تو را مایه ریزش گناهانت قرار داد زیرا بیماری [پاداش و] اجری ندارد، امّا گناهان را می ریزد، آنگونه که برگهای درختان می ریزند. پاداش تنها در سخن گفتن با زبان و عمل کردن با دست و پاست. خدای سبحان هرکه را از بندگانش که بخواهد در اثر درستی نیّت و باطن نیکویش وارد بهشت می کند.

(نهج البلاغه: حکمت 42، ترجمه ی علی شیروانی)

امید که فضل خداوند دستگیرمان باشد


جمعه بیست و ششم دی 1393 سید عباس احمــدی زاده

بِسمِ اللهِ الرَّحمن الرَّحیم

امیر مؤمنان(ع) فرمود: از انسان بخیل در شگفتم که به سوی همان فقری می شتابد که از آن می گریخت، و همان توانگری را از دست می دهد، که در طلب آن بود. در دنیا مانند تنگ دستان زندگی را می گذراند، و در آخرت مانند توانگران از او حساب می کشند. از متکبری در شگفتم که دیروز نطفه ای بود و فردا مرداری خواهد شد. در شگفتم از کسی که در وجود خدا شک می کند. در حالیکه آفریده خدا را می بیند. در شگفتم از کسی که مرگ را از یاد برده، در حالیکه کسانی را که می میرند می بیند. در شگفتم از کسی که آخرت را انکار می کند در حالی که دنیا را می بیند. در شگفتم از کسی که سرای ناپایدار را آباد می سازد و سرای پایدار را وامی گذارد.

(نهج البلاغه؛ حکمت 126، ترجمه ی علی شیروانی)

امید که فضل خداوند دستگیرمان باشد


یکشنبه بیست و یکم دی 1393 سید عباس احمــدی زاده

بِسمِ الله الرَّحمن الرَّحیم

قائم (8)

1- جابر بن جعفیّ از امام باقر(ع) روایت کند که فرمود: زمانی بر مردم آید که امامشان غیبت کند و خوشا به حال کسانی که در آن زمان بر امر ما ثابت بمانند، کمترین ثوابی که برای آنها خواهد بود این است که باریتعالی به آنها ندا کند و فرماید: ای بندگان و ای کنیزان من! به نهان من ایمان آوردید و غیب مرا تصدیق کردید، پس به ثواب نیکوی خود به شما مژده می دهم، و شما ...



ادامه مطلب
چهارشنبه هفدهم دی 1393 سید عباس احمــدی زاده

بِسمِ اللهِ الرَّحمن الرَّحیم

امیر مؤمنان علیه السّلام(به کمیل بن زیاد نخعی) فرمود: ای کمیل، خاندان خود را دستور ده تا روز را در پی تحصیل مکارم بگذرانند و شب را به دنبال روا کردنِ نیاز خفتگان باشند. سوگند به خدایی که همه صداها را می شنود، هیچ کس دلی را شاد نساخت جز آنکه خداوند برای آن شادمانی لطفی فراهم ساخت. پس هرگاه مصیبتی بر او وارد آید آن لطف چون آبی که سرازیر گردد، به سوی او روانه شود تا آن مصیبت را از او دور کند، آن طور که شتر بیگانه را [ازچراگاه] دور سازند.

(نهج البلاغه: حکمت 257، ترجمه ی علی شیروانی)

امید که فضل خداوند دستگیرمان باشد


دوشنبه پانزدهم دی 1393 سید عباس احمــدی زاده

بِسمّ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

قائم (7)

1-سعید بن جُبَیر گوید: از امام زین العابدین(علیه السّلام) شنیدم که فرمود: در قائم ما سنتهایی از انبیاء وجود دارد: سنتی از پدرمان آدم(علیه اسّلام) و سنتّی از نوح، سنّتی از ابراهیم، سنّتی از موسی، سنّتی از عیسی، سنّتی از ایّوب و سنّتی از محمّد صلوات الله علیهم. امّا از آدم و نوح طول عمر، از ابراهیم پنهانی ولادت و کناره گیری از مردم، از موسی خوف و غیبت، از عیسی اختلاف مردم درباره او، از ایّوب فرج پس از گرفتاری، و امّا از محمّد(صلوات اللّه علیه وآله) خروج با شمشیر است.  

2- ثابت ثمالی از امام سجّاد روایت کند که فرمود: این آیات درباره ما نازل شده است:<< وأُولُوا الاَرحامِ بعضُهُم أَولی بِبَعض * و جَعَلَها باقِبَةً فِی عَقِبِه>>(حزاب:6 . زخرف:28) و امامت تا روز قیامت در نسل حسین بن علیّ بن ابی طالب(علیهم السّلام) است، و برای قائم ما دو غیبت است که یکی از دیگری طولانی تر است. امّا غیبت اوّل شش یوم یا شش ماه یا شش سال به طول انجامد ولی غیبت دیگر طولانی می شود تا به غایتی که بیشتر معتقدین به آن امام از این امر بازگردند و بر آن ثابت نمانند مگر کسی که یقینش قوی و معرفتش درست باشد و در دلش حَرَجی از آنچه حکم می کنیم نبوده و تسلیم ما اهل بیت باشد.

3- ثابت ثمالی از امام سجّاد روایت کند که فرمود: با عقول ناقصه و آراء باطله و قیاسهای فاسده، به دین خدای تعالی نمی رسند و آن جز با تسلیم به دست نمی آید، و هر که تسلیم ما شد سالم می ماند، و هر که به ما اقتدا کرد هدایت می یابد، و هر که به قیاس و رأی عمل کند هلاک می شود، و هر که در آنچه می گوییم شکّی داشته باشد، به خدای که سبع المثانی و قرآن عظیم را فرو فرستاده است، کافر شده است در حالی که خودش هم نمی داند.

(کمال الدّین و تمام النّعمه شیخ صدوق-رحمة الله علیه- ج 1 باب 31)   

امید که فضل خداوند دستگیرمان باشد


جمعه دوازدهم دی 1393 سید عباس احمــدی زاده

قائم (6)

1- عبدالرّحمان بن حجّاج از امام صادق از امام باقر از امام سجّاد(علیهم السّلام) روایت کند که امام حسین(علیه اسّلام) فرمود: در نهمین فرزند من سنّتی از یوسف(ع) و سنّتی از موسی بن عمران(ع) است، او قائم ما اهل بیت است و خدای تعالی امر او را در یک شب اصلاح فرماید.

2- عبدالرّحمن بن سلیط گوید: امام حسین(علیه السلام) فرمود: از ما خاندان دوازده مهدیّ خواهد بود که اولین آنها امیرالمؤمنین علیّ بن ابی طالب(علیه السّلام) و آخرین آنها نهمین از فرزندان من است و او امام قائم به حق است و خدای تعالی زمین را به واسطه او پس از موت زنده کند و دین حق را به دست او بر همه ادیان چیره نماید، گرچه مشرکان را ناخوش آید، او را غیبتی ست که اقوامی در آن مرتدّ شوند و دیگرانی در آن پابرجا باشند و اذیّت شوند و به آنها بگویند اگر راست می گویید این وعده چه وقت عملی شود؟ بدانید کسی که در دوران غیبت او بر آزار و تکذیب صابر باشد، مانند مجاهدی ست که با شمشیر پیشاروی رسول خدا(صلوات اللّه علیه و آله) مجاهده کرده است. 

(کمال الدّین و تمام النّمه شیخ صدوق-رحمة اللّه علیه- ج1 باب 30)

امید که فضل خداوند توشه ی راهمان باشد 


پنج شنبه یازدهم دی 1393 سید عباس احمــدی زاده

قائم (5)

ابوبصیر از ابوعبدالله(علیه السلام) روایت کند که فرمود:پدرم به جابربن عبدالله انصاری گفت: ای جابر آن لوحی که در دست مادرم فاطمه زهرا دختر رسول خدا دیدی چه بود؟ و مادرم درباره آنچه در آن نوشته بود چه فرمود؟ جابر گفت: خدا را گواه می گیرم که در زمان رسول خدا(صلوات اللّه علیه) برای تهنیت ولادت حسین(علیه السلام) بر مادرتان فاطمه(علیه السلام) وارد شدم و در دست ایشان لوح سبزرنگی را دیدم که پنداشتم از زمرّد است و در آن نوشته ای سپید و نورانی مانند نور آفتاب دیدم و گفتم: ای دختر رسول خدا، این لوح چیست؟ فرمود: این لوح را خدای تعالی به رسولش هدیه کرده و در آن اسامی پدر،شوهر، دو فرزندم و اسامی اوصیای از فرزندانم در آن ثبت است. جابر گوید: مادر شما آن را به من عطا فرمود و آن را خواندم و از روی آن استنساخ نمودم. پدرم امام باقر(علیه السلام) فرمود: آیا می توانی آن را به من نشان بدهی؟ گفت: آری و صحیفه ای از پوستی نازک نزد پدرم آورد. پدرم فرمود: ای جابر! تو در کتابت آن بنگر تا من آن را برایت بخوانم. جابر در کتابش نگریست و پدرم آن را برایش خواند و به خدا سوگند که حرفی اختلاف نداشت، جابر گفت: به خدا سوگند گواهی می دهم که در لوح چنین مکتوب بود: بسم اللّه الرّحمن الرّحیم، این کتابی است از جانب خدای عزیز حکیم برای محمّد نور و سفیر و حجاب و دلیل او، آن را روح الامین از جانب ربّ العالمین فرو فرستاده است. ای محمّد اسمهای مرا بزرگ شمار و نعمتهای مرا شکرگزار و آلاء مرا انکار مکن، من خدای یکتا هستم که هیچ معبودی جز من نیست. شکننده جبّاران و نابودکننده متکبّران و خوارکننده ستمگران و قاضی روز جزا، من خدای یکتا هستم که هیچ معبودی جز من نیست، هرکه به غیر فضل من امیدوار باشد یا از غیر عدل من بترسد او را عذاب سختی کنم که هیچ یک از عالمیان را چنان عذابی نکرده باشم، پس مرا بپرست و بر من توکّل نما، من هیچ پیامبری را مبعوث نکردم جز آنکه وقتی ایّامش کامل و مدّتش سپری شد برای او وصیّ قرار دادم و من تورا بر انبیاء فضیلت دادم و وصیّ تو را افضل اوصیا ساختم و تو را به دو شِبل و سِبط پس از تو یعنی حسن و حسین را گرامی ساختم، حسن را پس از انقضاء ایّام پدرش معدن علمم قرار دادم و حسین را خازن وحی خود ساختم و شهادت را به او کرامت کرده و سعادت را ختم کار او گردانیدم، او افضل و ارفع شهداست و کلمه تامّ من با اوست و حجت بالغه من نزد اوست، به واسطه عترت او ثواب می دهم و عقاب می کنم، اولین عترت او علیّ سیّدالعابدین و زینت اولیای پیشین است و فرزند او که همنام جدّش محمود است، یعنی محمّد که شکافنده علم من و معدن حکمتم می باشد، و بعد از آن شکّ کنندگان در جعفر هلاک خواهند شد و کسی که او را ردّ کند مانند کسی است که مرا ردّ کند، این قول حقّ من است که مقام جعفر را گرامی دارم و او را در میان دوستان و شیعیان و یارانش شاد سازم، و بعد از او جوانش موسی را برگزیدم، زیرا رشته وصیت من منقطع نشود و حجتم مخفی نگردد و اولیایم هرگز بدبخت نشوند، هشدار هرکس یکی از آنان را انکار کند، نعمتم را انکار کرده و هر کس آیه ای از کتابم را تغییر دهد، بر من افترا بسته است، و وای بر کسانی که هنگام انقضاء مدّت بنده و دوست و برگزیده ام موسی افترا بسته، و انکار کنند که آن کس که امام هشتم را تکذیب کند همه اولیای مرا تکذیب کرده است. علیّ، ولیّ و ناصر من است، کسی که اثقال نبوّت را به دوش او گذارم و او را به قدرت و شوکت بیازمایم. او را عفریت متکبری خواهد کشت و در شهری که ذوالقرنین بنده من بنا کرده و در کنار بدترین خلق من مدفون خواهد شد، و بر من فرض است که چشم او را به پسر و جانشینش محمّد روشن سازم، او وارث علم و معدن حکمت و موضع اسرار و حجت من یر خلایق است، بهشت را جایگاه او ساختم و شفاعتش را درباره هفتاد تن از خویشانش که همگی مستوجب آتش بودند پذیرفتم و سعادت او را به واسطه فرزندش علیّ که ولیّ و ناصر من است ختم می کنم، او شاهد در میان خلقم و امین بر وَحیم می باشد و از صلب او داعی به سبیل و خازن علمم حسن را بیرون می آورم، سپس به خاطر رحمتی بر عالمیان سلسله اوصیا را به وجود فرزندش تکمیل خواهم کرد، کسی که کمال موسی و بهاء عیسی و صبر ایّوب را داراست و دوستانم در زمان او خوار شده و سرهای آنان را هدیه می دهند، همچنان که سرهای ترک و دیلم را هدیه می کنند آنان را می کشند و آتش می زنند و آنان خائف و مرعوب و ترسان باشند و زمین از خونشان رنگین شود و صدای فریاد و شیون از زنانشان برخیزد، آنان دوستان حقیقی من باشند و به واسطه آنها هر فتنه کور و ظلمانی را برطرف سازم و شداید و اهوال را زایل نمایم و بارهای گران و زنجیرها را از آنان بردارم، اینان کسانی هستند که صلوات و رحمت پروردگار بر آنان است، و ایشان مهتدی واقعی هستند. 

*ابوالجارود از امام باقر(علیه اسلام) از جابربن عبدالله انصاری روایت کند که گفت: بر فاطمه وارد شدم و در مقابل ایشان لوحی بود که اسماء اوصیاء در آن مکتوب بود،آنها را برشمردم دوازده نام و آخر ایشان قائم(علیه السلام) بود، سه نام آنها محمّد و چهار نام آنان علیّ بود.

(کمال الدّین و تمام النّعمه شیخ صدوق-رحمة اللّه علیه- ج 1 باب 28)

امید که فضل خداوند توشه ی راهمان باشد


سه شنبه نهم دی 1393 سید عباس احمــدی زاده

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی

مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد

کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی

ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست

شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی 

ای درد توام درمان در بستر ناکامی

وی یاد توام مونس در گوشه تنهایی

در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم

لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی

فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست

کفر است در این مذهب خودبینی و خود رأیی

غزلی(البته نه کامل) از حضرت حافظ


دوشنبه هشتم دی 1393 سید عباس احمــدی زاده

قائم (4)

1- امام صادق(ع) از پدران بزرگوارشان روایت کرده است که علی(علیه السلام) به منبر کوفه خطبه خواند و فرمود: بار الها! ناگذیر بایستی حجّتی در زمین برای خلایق باشد تا ایشان را به دین تو هدایت کرده و علم تو را به آنها بیاموزد تا حجّت تو باطل نشود و پیروان اولیای تو پس از هدایت گمراه نشوند، او یا آشکار است ولی مطاع نیست و یا آنکه مستور است و منتظر ظهور، اگر شخص او در حالی که آنان را هدایت می کند غایب باشد، علم و آداب او در قلوب مؤمنین ثبت است و بدان عمل می کنند.

2- ابن خالد گوید، امام رضا از پدران بزرگوارشان از علی(علیه السلام) روایت کند که فرمود: ای حسین! نهمین از فرزندان تو همان قائم به حق است، کسی که آشکارکننده دین و بسط دهنده عدل است. حسین(علیه اسلام) گوید: گفتم یا امیرالمؤمنین! آیا آن واقع خواهد شد؟ فرمود: سوگند به خدایی که محمد را به نبوت مبعوث کرد و او را بر جمیع خلایق برگزید آن واقع خواهد گردید ولیکن پس از غیبت و حیرتی که جز مخلصین در آن استوار نمی ماند، کسانی که مباشر روح الیقین هستند و خداوند پیمان ولایت ما را از آنها گرفته و ایمان را در قلوبشان نگاشته و آنان را به واسطه روحی از جانب خود مؤید داشته است. 

(کمال الدّین و تمام النّعمه شیخ صدوق-رحمة اللّه علیه- ج 1 باب 26)

امید که فضل خداوند توشه ی راهمان باشد


یکشنبه هفتم دی 1393 سید عباس احمــدی زاده